تبلیغات
کدستان
صفحه اصلی عکس ها معارف تاریخ سیاست کتب علائم ظهور اخبار سیاسی اخبار فرهنگی فیلم و مستند ادعـیـه جنگ نرم منجی ذر سایر ادیان


فرقه های انحرافی صدا ها آخرالزمان اسلام
ظهور خورشید::پایگاه تخصصی فراماسونری،مهدویت،دشمن شناسی،فــدای ســیــد عــلــی - زندگینامه امام جواد علیه السلام
پیامبر اکرم صلى ‏الله‏ علیه ‏و ‏آله فرمودند: اگر خدا خوبى بنده ‏اى را بخواهد، فرشته‏ اى از خزانه‏ دارانِ بهشت مى‏ فرستد تا سینه او را مسح کند و قلب او را براى پرداخت زکات سخاوتمند سازد.

مسیر
جستجو در سایت
خـادمـین سایـت
نظر سنجی
كیفیت سایت را چگونه ارزیابی می كنید؟




در انتظار جواد آل محمد (ع)

عمر مبارك امام رضا (ع) به چهل و هفت سال رسیده بود و عقربه تاریخ, سال 195 هجری را نشانه می رفت ولی هنوز امام نهم متولد نشده بود .
مسئله جانشینی امام رضا (ع) اصحاب و شیعیان حضرت (ع) را متاثر كرده بود . این اندوه زمانی به فزونی رفت كه فرقه واقفیه كه بنا به دلائل مادی و تصرف سهم امام و عدم بازگرداندن آن به حضرت رضا (ع) ، قائل به غیبت امام كاظم (ع) شده بودند, و در تبلیغات خویش عدم داشتن فرزند پسر از سوی امام رضا (ع) را دلیل بر ادعای موهم خود می دانستند ... تا جایی كه یكی از همین افراد در نامه ای خطاب به حضرت نوشت :
تو چگونه امام هستی در حالی كه فرزندی نداری !
حضرت در پاسخ فرمودند : تو از كجا می دانی كه فرزندی ندارم ، به خدا سوگند روزها و شبها سپری نمی شود مگر اینكه خداوند فرزند پسری را به من عنایت فرماید كه حق و باطل را از هم جدا سازد . 
اصول كافی ج 1 ص 320 مدینه المعاجز ج 7 ص 274. اثبات الهداه ج3 ص 247 - 342 الوافی ج 2 ص 375 . حلیه الابرار ج 4 ص 604 ارشاد المفید ص 318 . كشف الغمه ج 2 ص 352 اعلام الوری ج 2 ص 94 . بحار الانوار ج 50 ص 22 

همچنین یكی از یاران به حضرت عرض می كند :
امام پس از تو كیست؟ 
آن حضرت فرمودند : فرزندم
سپس گفت:آیا كسی كه فرزند ندارد چگونه جرات آن را دارد كه بگوید فرزندم ؟ 
راوی همین حدیث گوید:چند روز سپری نشده بود كه امام جواد (ع)بدنیا آمد.
اصول كافی , ج 1 ص 286 
همچنین ابن قیام واسطی جزو فرقه واقفیه كه امامت حضرت رضا(ع) را قبول نداشت ، نزدآن حضرت آمد و به قصد عیبجویی حضرت گفت : 
آیا می شود كه دو امام در یك مقطع زمانی با هم باشند ؟
حضرت(ع) فرمود : نه مگر آنكه یكی از دو صامت ( خاموش ) باشد .
ابن قیام گفت :
پس چطور برای تو صامت نیست ؟
امام فرمود : چرا . به خدا سوگند خداوند برای من (فرزندی) قرار می دهد كه حق وحق خواهان را استواری می بخشد و باطل و باطل خواهان را نیست و نابود میكند. 
اصول كافی ج 1 , 321 مدینه المعاجز ج 7 ص 37-275 . موسوعه الامام الجواد (ع) ج 1 ص 164 حلیه الابرار ج 4 ص 606 . الوافی ج 2 ص 176 اثبات الهداه ج 3 ص 247 . كشف الغمه ج 2 ص 352 الخرائج و البرائح ج 2 ص 899 . بحار الانوار ج50 ص 22

تولد امام جواد (ع)

تولد مبارك امام جواد (ع) نه تنها پایان بخش دلهره های شیعیان وافشای نیت فرصت طلبان و سود جویانی چون فرقه واقفیه بود، بلكه آغاز فصل نوینی از تاریخ ائمه اطهار است .

راویان و تاریخ نگاران شیعه اقوالی را درباره تاریخ تولد حضرت ذكر كرده اند :

1- شیخ كلینی در اصول كافی ، شیخ مفید در ارشاد، رمضان هجری195

ابن شهر آشوب در مناقب و قتال روضه الواعظین اربلی در كشف الغمه روز ولادت را 19 رمضان 195 هجری ذكر كرده اند.

2- قولی 15 رمضان 195 هجری ..

3- شیخ طوسی از احمد بن محمد عیاش در انوار البهیه 10 رجب 195 هجری را روز ولادت حضرت دانسته است.

الكافی ج1 ص492  ،  موسوعه الامام الجواد ج1 ص7و8 . المناقب لابن شهر آشوب ج4 ص379 ، كشف الغمه ج2 ص343و345و362 . بحار الانوار ج50 ص11  ،  مسار الشیعه ص 43 . مصباح المتهجد ص805  ،  الانوار البهیه ص249

برخی تولد حضرت را در شب جمعه و برخی روز جمعه ذكر كرده اند .

در میان اقوال چهار گانه، فرازی از دعای ناحیه مقدس ، قول چهارم را تایید می نماید آنجا كه حضرت می فرمایند:

" اللهم انی اسئلك بالمولدین فی رجب محمدبن علی الثانی و ابنه علی بن محمد المنتخب ."

داستان تولد امام جواد(ع)

علامه مجلسی (ره) در جلاءالعیون می نویسد: ابن شهر آشوب به سند معتبر از حكیمه خاتون دختر امام موسی كاظم (ع) روایت می كند كه :

روزی برادرم حضرت رضا(ع) مرا طلبید و فرمود:

ای حكیمه امشب فرزند مبارك خیزران متولد می شود و باید تو در وقت تولد او حاضر باشی.

من در خدمت آن حضرت ماندم , چون شب فرا رسید حضرت مرا با خیزران و زنان قابله به حجره آورد و چراغی نزد ما افروخت و از حجره بیرون رفت و در را بر روی ما بست .

حكیمه خاتون می افزاید : خورشید امامت با بدنیا آمدنش حجره را نورانی كرد بر آن حضرت پرده نازكی چون جامه احاطه كرده بود و نوری از حضرت ساطع می شد

چون نور مبین را در دامن گرفتم . آن پرده حائل را از خورشید جمالش دور كردم . حضرت امام رضا(ع) به حجره آمد .

پس از آنكه حضرت جواد (ع) را در جامه ها مطهر پیچیده بودیم و حضرت رضا(ع) آن گوشواره امامت را از ما گرفت و در گهواره عزت و كرامت گذاشت و آن مهد شرف و عزت را به من سپرد و فرمود : از این گهواره جدا مشو .

چون روز سوم ولادت فرا رسید، امام جواد(ع) دیده حقیقت بین خویش را به آسمان گشود وبه سوی راست و چپ نظر كرد و به زبان فصیح ندا داد :

"اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمد رسول الله ."

چون این حالت غریب را از آن نور دیده مشاهده كردم، به خدمت حضرت رضا(ع) شرفیاب شدم و آنچه دیده و شنیده بودم را به خدمت حضرت عرض كردم .

حضرت فرمود :پس از این عجایب بسیار را بیش از آنچه مشاهده كردی، مشاهده خواهی كرد.

منتهی الامال ج2 ص572و573 ، المناقب ج4 ص394 ، بحار النوار ج48 ص316 و ج50 ص10، الانوار البهیه ص250 ، حلیه الابرار ج4 ص524 ، الثاقب فی المناقب ص504 ، مدینه المعاجز ج7 ص260

القاب امام

حضرت رضا(ع) بر اساس نصبی كه از پیامبر اكرم (ص) و امیر موُمنان علی (ع) به اورسیده بود فرزند خود را به جواد , زكی , و تقی ملقب فرمودند .

به جزء این سه لقب حضرت جواد(ع) دارای القاب دیگری چون , قانع , مرتضی , نجیب : منتخب , متقی , متوكل , مرض , المختار , عالم نیز بودند ...

اما به جهت جود و سخاوت فراوان مشهورترین لقب امام محمد تقی (ع) به جهت جهت جود و سخاوت فراوانی (( جواد)) است . ......

گذشته از این امام (ع) در بین شیعه و سنی به باب المراد نیز شهرت دارد

كنیه امام جواد (ع)

كنیه حضرت امام جواد (ع) ابو جعفر است كه به وی ابو جعفر كافی نیز گفته می شود ابوجعفر اول كنیه امام پنجم امام محمد باقر(ع) است به طور خاص ابو علی به امام نهم گفته می شود

حركت فرهنگی و سیاسی امام جواد (ع)

نضج گیری نحله ها و فرقه های گوناگون در عصر امام جواد(ع) ، فرایند عوامل گوناگونی چون گسترش جهان اسلام و ورود اعتقادات و باورهای مذاهب و ادیان دیگر ، ترجمه آثار فلاسفه یونان و درگیریها جناح بندیها و بلوك بندی قدرت بود .
امام جواد (ع) همانند پدر بزرگوارشان در دو جبههُ سیاست و فكر و فرهنگ قرار داشت .موضعگیرها و شبهه افكنی های فرقه هایی چون زیدیه ، واقفیه ، غلات مجسمه، امام را بر آن داشت تا در حوزه فرهنگ تشیع در برابر آنان موضعی شفاف اتخاذ كند .
امام در موضعگیری در برابر فرقه زیدیه كه امامت را پس از علی بن حسین زین العابدین (ع) از آن زید می پندارند .. در تفسیر آیه " وجوه یومئذ خاشعة عاملة ناصبة " آنها را در ردیف ناصبی ها خواندند. رجال كشی ،ص 319 - مسند الامام جواد (ع)، ص 150
حضرت در برابر فرقه واقفیه كه قائل به غیبت امام موسی كاظم(ع) بوده و بدین بهانه وجوهات بسیاری را مصادره كرده بودند . آنان را نیز مصداق آیه " وجوه یومئذ خاشعة عاملة ناصبة " به شمار آورده و در بیانی فرمودند : شیعیان نباید پشت سر آنها نماز بخوانند. رجال كشی ،ص391 - مسند عطاردی ، ص 150
حضرت در برابر غلات زمان خویش به رهبری ابوالخطاب كه حضرت علی(ع) را تا مرز الوهیت و ربوبیت بالا برده بودند، فرمودند : لعنت خدا بر ابوالخطاب و اصحاب او و كسانی كه درباره لعن او توقف كرده یا تردید كنند. رجال كشی ،ص 444
موضعگیری تند حضرت درباره این فرقه تا بدانجا بود كه حضرت در روایتی به اسحاق انباری می فرمایند: " ابوالمهری و ابن ابی الرزقاء به هر طریقی باید كشته شوند
". مسندالامام جواد ، ص298
حضرت در برابر فرقه مجسمه كه برداشتهای غلط آنان ازآیاتی چون " یدالله فوق ایدیهم "
و " ان الله علی العرش استوی " خداوند سبحان را جسم می پنداشتند، فرمودند: " شیعیان نباید پشت سر كسی كه خدا را جسم می پندارد نماز گذارده و به او زكات بپردازند. تهذیب،ج3،ص283
فرقه كلامی معتزله كه پس از به قدرت رسیدن عباسیون به میدان آمد و در سده نخست خلافت عباسی به اوج خود رسید یكی دیگر از جریانهای فكری و كلامی عصر امام جواد (ع) است .موضعگیری حضرت امام جواد (ع) چون پدر بزرگوارشان در این برهه و در مقابل این جریان كلامی از جایگاه ویژه ای برخوردار است تا آنجا كه مناظرات حضرت جواد(ع) با یحیی بن اكثم كه از بزرگترین فقهای این دوره به شمار می رفت ، را می توان رویارویی تفكر ناب تشیع با منادیان معتزله به تحلیل نهاد كه همواره پیروزی باامام جواد (ع) بوده است . 

امام جواد (ع) در راستای بسط و گسترش فرهنگ ناب تشیع كارگزاران و وكلایی در مناطق گوناگون و قلمرو بزرگ عباسیان تعیین و یا اعزام نمود . به گونه ای كه امام در مناطقی چون اهواز ، همدان ، ری ، سیستان ، بغداد ، واسط ، سبط ، بصره و نیز مناطق شیعه نشینی چون كوفه و قم دارای وكلایی كارآمد بود .
امام جواد (ع) در راستای نفوذ نیروهای شیعی در ساختار حكومتی بنی عباس برای یاری شیعیان در مناطق گوناگون به افرادی چون" احمد بن حمزه قمی "اجازه پذیرفتن مناصب دولتی داد، تا جایی كه افرادی چون " نوح بن دراج " كه چندی قاضی بغداد و سپس قاضی كوفه بود، از یاران حضرت(ع) به شمار می رفتند كسانی از بزرگان و ثقات شیعه چون محمد بن اسماعیل بن بزیع ( نیشابوری ) كه از وزرای خلفای عباسی به شمار می رفت به گونه ای با حضرت در ارتباط بودند كه وی از حضرت جواد (ع) پیراهنی درخواست كرد كه به هنگام مرگ به جای كفن بپوشد و حضرت خواست او را اجابت و برای وی پیراهن خویش را فرستاد .
حركت امام جواد (ع) در چینش نیروهای فكری و سیاسی، خود حركتی كاملاً محرمانه بود، تا جایی كه وقتی به ابراهیم بن محمد نامه می نویسد به او امر می كند كه تا وقتی " یحیی بن ابی عمران" ( از اصحاب حضرت ) زنده است نامه را نگشاید . پس از چند سال كه یحیی از دنیا می رود ابراهیم بن محمد نامه را می گشاید كه حضرت در آن به او خطاب كرده : مسئولیتها و كارهایی كه به عهده ( یحیی بن ابی عمران ) بوده از این پس بر عهده توست . بحارالانوار، ج 50،ص 37
این نشانگر آن است كه حضرت در جو اختناق حكومت بنی عباس مواظبت و عنایت داشت، تا كسی از جانشینی نمایندگان وی اطلاعی حاصل ننماید.
دوران دشوار امام جواد (ع) در نقش و تبلیغ شیعی را باید در هم عصر بودن وی با دو خلیفه عباسی نگریست خصوصا مامون عباسی كه به گفته ابن ندیم "اعلم تر از همه خلفا نسبت به فقه وكلام بوده است. " 
دوران هفده ساله امامت حضرت جواد (ع) همزمان با دو خلیفه بنی عباسی مامون و معتصم بود ، 15 سال در دوره مامون -ازسال 203 ق سال شهادت حضرت رضا (ع) تا مرگ مامون در 218 - و دو سال در دوره معتصم - (سال مرگ ما مون 218 تا 220)
شرایط دوره 15 ساله نخست حضرت درست همان شرایط پدر بزرگوارش بود كه در مقابل زیركترین و عالم ترین خلیفه عباسی قرار داشت .
مامون كه در سال 204 هجری وارد بغداد شد امام جواد (ع) را كه بنا بر برخی از روایات سن مباركشان در این دوران10 سال بیش نبود از مدینه به بغداد فرا خواند و سیاست پیشین خویش را در محدود ساختن امام رضا (ع) در خصوص امام جواد (ع) نیز استمرار داد .
ترس از علویان و محبت اهل بیت در دل مسلمانان از یك سو و متهم بودن وی در به شهادت رساندن امام رضا (ع) در جهان اسلام از سوی دیگر، وی را بر آن داشت تا با به تزویج در آوردن دختر خویش ام الفضل، ضمن تبرئه خویش و استمرار حركت عوامفریبانه در دوست داشتن اهل بیت، پایه های حكومت خویش را مستحكم سازد .
این حركت مامون چون سپردن ولایتعهدی به امام رضا (ع) 9 مورد اعتراض بزرگان بنی عباس قرار گرفت اما مشاهده علم و درایت حضرت جواد(ع) در همان سن آنانرا به قبول این ازدواج ترغیب ساخت. امام جواد (ع) شرایط خود را همان شرایط پدر خویش دید، از اینرو با پذیرش ازدواج با ام الفضل نقشه پلید مامون در به قتل رساندن وی و شیعیان را از صفحه ذهن مامون زدود.
حضرت(ع) كه به خوبی از سیاستها و نقشه های مامون در بهره برداری از جایگاه دینی و اجتماعی خود باخبر بود، پس از ازدواج اقامت در بغداد را رد و به مدینه بازگشت و تا سال شهادت خویش در آنجا مقیم شد .
نامه های ام الفضل به پدر خویش مبنی بر عدم توجه امام جواد (ع) به وی، بیانگر اجباری بودن ازدواج وی با ام الفضل و نداشتن فرزندی از ام الفضل از امام جواد (ع) پرده از هوشمندی امام (ع) برمی دارد؛ چون كه مامون بر آن بود تا با به دنیا آمدن فرزندی از ام الفضل وی را به عنوان یكی از فرزندان رسول خدا (ص) در بین شیعیان، محور حركتهای آینده خود و بنی عباس قرار دهد. مامون در سال 218 ه .ق در مسیر حركت به سوی جنگ تا روم درگذشت . علی رغم تمایل سپاه و سران بنی عباس به خلافت عباس فرزند مامون ، عباس بنا بر وصیت پدر با عمویش ابو اسحاق معتصم بیعت كرد .
معتصم هشتمین خلیفه عباسی پس از ورود به بغداد، امام جواد(ع) را از مدینه به بغداد فرا خواند .
حضرت در سال 218 پس از معرفی امام هادی(ع) به جانشینی خود به همراه ام الفضل به بغداد رفت .
در این سفر حضرت با شخصیتی متفاوت از مامون روبرو شد ، شخصیتی با روحیه نظامی گری و فاقد بینش علمی . معتصم كه مایه های حیله گری و عوامفریبی های مامون را در خود نداشت ، موضعگیری متضاد با اهل بیت خود را در بین مردم آشكار ساخت .
امام علیه السلام در دو سال آخر عمر خویش تحت نظارت شدیدتر دستگاه امنیتی و نظامی معتصم قرار گرفت. 
از اینرو شرایط امام جواد به گونه ای شد كه حضرت توسط معجزات و كرامات و شركت در جلسات علمی ، امامت خود را به دیگران به اثبات می رساند .
امام جواد (ع) در طول زندگی پربار اما كوتاه خویش بر آن بود تا ارتباط با مردم را حتی در سخت ترین شرایط حفظ كند و با بذل و بخشش به فقرا و مساكین كرامت اهل بیت را به اثبات رساند. وی این سیره خویش را به امر پدر بزرگوارش آغاز و به انجام رساند . امام رضا (ع) در یكی از نامه های خود به حضرت جواد (ع) می نویسد :
" به من خبر رسیده است كه ملازمان تو ، هنگامی كه سوار می شوی از روی بخل تو را از در كوچك بیرون می برند تا از تو خیری به كسی نرسد تو را به حق خودم بر تو، سوگند می دهم كه از درب بزرگ بیرون آیی و به همراه خود زر و سیم داشته باش تا به نیازمندان و محتاجان عطا كنی. "
و این آغاز یك حركت مردمی ، معنوی و انسانی بود كه به استحكام پایگاه مردمی حضرت منجر شد و دستگاه بنی عباس را از نام " جواد " به معنای بخشنده به هراس وا داشت .

جایگاه علمی امام جواد (ع)

امام جواد (ع) چون اجداد طاهرش خزانه دار علمی الهی وگنجینه دار رازها ورمزهای آفرینش بود .
امام جواد(ع) با سنی كم با شركت در مناظره ها و مباحثه های عالمان و دانشمندان بزرگ عصر خویش ، علم لدنی كه همانا مختص به انبیاء و معصومین است را فرا روی مردمان عصر خود و اعصار دیگر به تصویر كشیدند . حضرت به مناسبتی به این نكته اشاره و مرز و سرچشمه علم خویش را با دیگران مشخص می نمایاند. هنگامی كه حضرت موضوع حیف و میل شبانی را به او گوشزد می كرد ،در پاسخ به پرسش شبان كه عرض كرد، از كجا به این موضوع پی بردی ، حضرت می فرمایند: " نحن خزان علمه وعیبة حكمته واوصیاء انبیائه و عباد مكرمون " ، " همانا ما خزانه داران علم الهی و گنجینه داران حكمت خداوندی و جانشینان انبیاء و بندگان گرام او هستیم ."
مدینه المعاجز ، ص 535

شكار در حرم الهی

بنا به نقل شیخ مفید از ریان بن شبیب : وقتی مامون خواست دخترش ام الفضل را به همسری امام جواد (ع) درآورد ، عباسیان به چنین تحلیلی كه این مسئله موجب می شود كه حكومت به دست علویان افتد ،با تصمیم مامون به مخالفت برخاستند .
از اینرو به نزد مامون رفته و اظهار داشتند : تو را به خداوند سوگند می دهیم كه از تصمیم خود در تزویج ام الفضل با محمد بن علی منصرف شو و بار دیگر قدرت را از عباسیان به علویان منتقل نكن . در گذشته ولایتعهدی علی بن موسی الرضا (ع) همه را نگران خود ساخت ، اكنون برای نامزدی ام الفضل یكی از عباسیان را انتخاب كن .
مامون در جواب عباسیان گفت : اختلاف شما با علویان ریشه در نحوه برخورد شما با آنان دارد. اگر شما با آنان منصفانه برخورد می كردید ، همانگونه كه آنها بر شما برتری و شایستگی دارند ، برتری می یافتند.
پیشینیان من ،مشی بد رفتاری با علویان را در پیش گرفتند و قطع رحم كردند و من از این رویه به خدا پناه می برم ، هرگز از این كه علی بن موسی (ع) را ولیعهد خویش كردم ،پشیمان نیستم . از وی خواستم كه به جای من خلافت كند قبول نكرد ، قضای هتمی خدا جای خود را گرفت " و كان امر الله معذورا" .(چنین تحلیلی از شهادت حضرت رضا (ع) بیانگر نهایت حیله گری و تزویر مامون حتی در برابر عباسیان است. ) اینكه میگویید چرا ابو جعفر را به دامادی خویش برگزیده ام ؟ به فضل و دانش وی باز می گردد، كه با وجود سنی كم از همه برتر است . امید است زمینه ای فراهم آید تا دیگران نیز چون من به درجه فضل و برتری وی آگاهی یابند.
بزرگان عباسی ، دگر باره به سن حضرت (ع) خرده گرفتند و گفتند درست است كه رفتار این جوان و فضل وكمال وی تو را به اعجاب وا داشته است ، ولی با مسائل فقهی آشنائی ندارد . مدتی صبركن تا به معلوماتی دست یابد سپس نیت خود را عملی ساز . 
مامون در جواب گفت : وای بر شما ، من به جایگاه و منزلت این نوجوان بیش از شما دانایم ، او از اهل بیتی است كه علم ودانش آنان از سرچشمه الهامات الهی نشات می گیرد.
پدران آنان در دین و دانش و ادب بی نیاز از رعیتی بودند كه علمشان به درجه كمال رسیده است . اگر قبول ندارید ، امتحانش كنید تا درجه فضل و علم او بر شما آشكار گردد . گفتند: قبول است ،وی را می آزماییم . 
عباسیان با كسب اجازه از مامون ، اجازه خواستند تا فردی را برای مناظره با حضرت جواد (ع) معرفی كنند وجلسه را ترك كردند .
عباسیان با یكدیگر به شور نشستند و در نتیجه قاضی نامی و مشهور ، یحیی بن اكثم را دعوت و با وعده دادن پول فراوان به وی در صورت پیروزی بر امام جواد (ع) ، در روزی معین در مجلسی با حضور مامون شركت جستند . 
در این مجلس هر یك در جای خود قرار گرفتند و مامون دستور داد تا تشكی و دو متكا را برای امام جواد (ع) گسترداند و خود در كنار او ایستاد. و یحیی بن اكثم روبروی امام قرار گرفت . 
یحیی بن اكثم رو به مامون كرد و گفت : یا امیرالمؤمنین اجازه می دهید تا از ابو جعفر سؤال كنم ؟ 
مامون گفت : از خودش اجازه بگیر .
یحیی بن اكثم رو به حضرت (ع) كرد و گفت : فدایت شوم اجازه می فرمایی مسئله ای بپرسم ؟
حضرت (ع) فرمود :بپرس 
یحیی بن اكثم گفت : خداوند ما را فدایت سازد اگر فردی در حال احرام شكاری را بكشد ، حكم آن چیست ؟
امام جواد (ع) فرمود : شكارچی در حل كشته است یا در حرم ؟
عالم به حرمت آن بوده یا جاهل ؟
از روی عمد كشته یا اشتباه ؟
آزاده بوده است یا غلام ؟
صغیر بوده است یا كبیر؟
این اولین صید بوده است یا بیشتر ؟
آن صید از پرندگان بوده است یا غیر آنها ؟
كوچك بوده است یا بزرگ ؟
شخص محرم بر این عمل اصرار دارد یا پشیمان شده است ؟
شب این عمل را انجام داده است یا روز ؟
احرام عمره بوده است یا احرام حج ؟
یحیی بن اكثم پس از شنیدن فروع باز شده از پرسش خود از سوی امام جواد (ع) زبانش به لكنت افتاد و نشانه های عجز و ناتوانی به سیمایش آشكار شد .
مامون پس از بیان مطالب از سوی امام جواد (ع) گفت :خدا را به خاطر تشخیص خویش حمد و سپاس می كنم سپس رو به عباسیان كرد و گفت : اكنون بر آنچه در فكر آن بودید آگاهی یافتید . 
پس از مراسم عقد و خطبه خوانی مامون به حضرت (ع) گفت :در صورت تمایل پاسخ مسائل محرم را بیان كنید تا همه بهره مند شویم .
حضرت (ع) فرمودند :
" محرم اگر صیدی را در غیر حرم بكشد و آن از پرندگان بزرگ باشد ، یك گوسفند كفاره باید قربانی كند و اگر صید در حرم باشد با ید دو گوسفند قربانی كند ". " اگر جوجه ای در حل بكشد قربانی ، یك بره از شیر گرفته است؛ ولی قیمت آن جوجه بر او واجب نیست.اما اگر جوجه ای در حرم بكشد كفاره اش یك گوسفند و قیمت جوجه می باشد ".
اگر صید از حیوانات وحشی چون الاغ وحشی باشد باید یك گاو قربانی و اگر صید شترمرغ باشد یك شتر قربانی كند .
كفاره كشتن صید بر فرد عالم و جاهل مساوی است .
در صورتی كه محرم عمداً صید را بكشد گناه كرده ولی چنانچه به اشتباه صید را شكار نموده چیزی بر او نیست.
كفاره فرد حر برخودش واجب و كفاره غلام بر مولای او واجب است .
برصغیر كفاره نیست ولی كبیر كفاره بر او واجب است .
شخصی كه از شكار پشیمان شود پس از كفاره عقاب اخروی ندارد ولی آنكه بر كشتن صید اصرار ورزد عذاب اخروی گریبانگیر او می شود .
الارشاد ،ص 319 - موسوعة الامام الجواد (ع)، ج2، ص 408 .

معجزات و كرامات

معجزه و كرامات به اذن خداوند سبحان از نشانه های ائمه معصومین (ع) است .

نمود معجزات و كرامات ائمه اطهار(ع) از آغاز دوره امامت امام جواد(ع) به بعد در زندگی و سیره معصومین (ع) از جایگاه ویژه ای برخوردار است؛ چرا كه محدودیت شدید ائمه در این دوره از سوی مخالفین و ظهور فرقه ها و نحله های گوناگون موجب گشت تا امام جواد (ع) و ائمه پس از او برای اثبات حقانیت و امامت خویش بیش از ائمه قبل، از قدرتی كه خداوند سبحان در این خصوص به آنها عطا كرده بود استفاده كنند.

شفای چشم

محمد بن میمون می گوید : به همراه امام رضا(ع) در مكه بودم. به حضرت عرض كردم می خواهم به مدینه بروم، نامه ای برای ابی جعفر بنگار تا با خودم ببرم .امام رضا(ع) تبسمی كرد و نامه ای نوشت . به مدینه رفتم در حالیكه چشمهایم به دردی مبتلا بود . به درب خانه امام جواد (ع) رفتم، نامه را تحویل دادم . موفق غلام امام ، گفت : سر نامه را بگشا و در پیش روی امام قرار ده . این كار را كردم، آنگاه حضرت جواد (ع) فرمود : ای محمد وضعیت چشمت چگونه است ؟ عرض كردم یا بن رسول الله ، همانگونه كه مشاهده می فرمایید بیمار است و نورش رفته است .

حضرت جواد (ع) دستش را دراز كرد ، بر چشمم كشید ، بیناییم چون سالمترین زمانش گشت . دستها و پاهای حضرت را بوسیدم و در حالی بازگشتم كه بینایی ام را بازیافته بودم و این در زمانی بود كه سن حضرت كمتر از سه سال بود.

مسندالامام الجواد (ع) ،ص117 الخرائج والجرائح ،ج1،ص 372 - موسوعة الامام الجواد(ع) ،ج1، ص235 - اثبات الهداه ، ج3 ،338 - بحارالانوار ، ج 50 ،ص 46 - مدینة المعاجز ،ج 7 ، ص372 كشف الغمة ،ج2، ص365 حلیة الابرار،ج4، ص540

آزادی از زندان

اباصلت می گوید : پس از دفن حضرت رضا(ع) ، به دستور ماُمون یك سال زندانی شدم. پس از یك سال از تنگی زندان و شب نخوابی به ستوه آمدم ، دعا كردم و برای رهایی از زندان محمد(ص) و آل محمد (ص) متوسل شوم. از خداوند خواستم به بركت آل محمد (ص)در كار من گشایشی انجام دهد .

هنوز دعایم به آخر نرسیده بود كه حضرت ابی جعفر(ع) نجات بخش گرفتاران عالم ، وارد زندان شد و فرمود: ای اباصلت از تنگنای زندان بی تاب شده ای .عرض كردم به خدا سوگند سخت بی تابم .

فرمود: برخیز ، دستی به زنجیرها زد و غل و زنجیرها از دست و پای من بر زمین افتاد. سپس دست مرا گرفت و از كنار نگهبانان زندان عبور داد .نگهبانان در حالی كه مرا نظاره می كردند ، توان سخن گفتن با مرا نداشتند و از زندان خارج شدم . سپس حضرت فرمود : برو در امان خدا كه هرگز نه دست مامون به تو می رسد و نه دست تو به مامون.

اباصلت می گوید : همانگونه كه حضرت فرمود تا حال مامون را ندیده ام.  عیون اخبار الرضا (ع) ،ج 2، ص678

خشك شدن دست نوازنده

محمد بن ریان نقل می كند : مامون برای رسیدن به هدفش (بدنام كردن حضرت امام جواد(ع) ) همه نوع نیرنگی را در خصوص امام جواد(ع) به كار برد اما هیچ كدام از آنها برای وی سودی نداشت .
به عنوان نمونه پس از به عقد درآوردن دخترش ام الفضل با امام جواد (ع)، صد كنیز زیبا را انتخاب كرد كه هر یك جامی پر از گوهر درخشان در دست داشتند .مامون به كنیزان دستور داد تا پس از نشستن حضرت در جایگاه دامادی به استقبال وی رفته و به او خوشامد گویند .كنیزكان به سوی حضرت شتافتند و خوشامد گفتند ولی امام هیچ التفاتی به آنها نكرد .
در دربار مامون مردی به نام مخارق كه ریشی بلند وصوتی خوش داشت و عود می نواخت وجود داشت . وی به مامون گفت من توان آنرا دارم كه نقشه ات را - وادار كردن حضرت به لهو و لعب - عملی سازم .
از اینرو در مقابل امام جواد (ع) نشست و شروع به خواندن آواز كرد. كسانی كه در آنجا حضور داشتند گرد مخارق حلقه زدند. هنگامیكه مخارق شروع به نواختن عود و آواز خوانی كرد، امام جواد (ع) سر مبارك خود را متوجه او كرد و بر وی نهیب زد و فرمود: "اتق الله یا ذالعثنون " از خدا بترس ای ریش بلند . دست مخارق از حركت ایستاد ، عود از دستش افتاد و دیگر هرگز نتوانست عود بنوازد. 
روزی مامون از بلایی كه بر سر مخارق آمده بود از وی سئوال كرد . مخارق پاسخ داد چون امام جواد(ع) بر من نهیب زد چنان ترسی از هیبت او بر من مستولی شد كه دستم فلج شد و هرگز بهبود نیافت .
الكافی ،ج1،ص 494 - اثبات الهداة ،ج3 ،ص332 - مدینة المعاجز ،ج7 ،ص 303 - حلیة الابرار ،ج4،ص565 - الوافی ،ج3،ص 828 - المناقب ،ج4 ،ص396 - البحار ،ج50،ص61

شهادت عصا بر امامت

یحیی بن اكثم از علمای دربار عباسی می گوید :
روزی برای زیارت قبر رسول خدا (ص) رفته بودم كه امام جواد (ع) را دیدم، با او در خصوص مسائل گوناگونی مناظره كردم ، همه را پاسخ داد. به او گفتم : خواستم از شما چیزی بپرسم اما شرم دارم از پرسش.
امام فرمودند : بدون آنكه سئوالت را بپرسی من پاسخ آنرا می دهم . تو میخواهی بپرسی امام كیست ؟
گفتم : آری به خدا سوگند همین است ؟!
فرمود: منم 
گفتم: بر این مدعا نشانه و حجتی دارید ؟
در این لحظه عصایی كه در دست امام بود به سخن آمد و گفت : 
" اّنه مولایی امام هذا الزمان و هو الحجة "همانا مولای من حجت خداوامام این زمان است.
الكافی ،ج1،ص 353 - الامام الجواد (ع) من المهد الی اللحد ، ص 72

میوه دادن درخت سدر

شیخ مفید در ارشاد نقل می كند : زمانی كه حضرت جواد (ع) با همسرش ام الفضل از بغداد به مدینه مراجعت كرد، به كوفه كه رسید مردم او را مشایعت كردند ، هنگام غروب در خانه مسیب فرود آمد و به مسجد وارد شد .
در صحن مسجد درخت سدری قرار داشت كه هنوز میوه آن به بار ننشسته بود، امام كوزه آبی خواست و در پای آن درخت سدر وضو گرفت و نماز مغرب را با مردم اقامه كرد .امام در ركعت نخست سوره حمد و اذا جاءنصرالله و در ركعت دوم حمد و قل هو الله را خواند. پیش از ركوع قنوت گرفت. پس ازخواندن ركعت سوم تشهد و سلام داد . پس از نماز مدتی در حال نشسته مشغول تعقیبات و ذكر شد، سپس بلند شد و چهار ركعت نماز نافله مغرب را به جای آورد و تعقیب خواند و دو سجده شكر به جای آورد و ازمسجد خارج شد. امام جواد(ع) هنگامی كه به كنار درخت سدر رسید، مردم متوجه شدند كه آن درخت به بار نشسته و میوه داده است. از این جریان شگفت زده شدند و از میوه آن خوردند در حالی كه میوه های سدر هسته نداشت آنگاه حضرت را برای وداع بدرقه كردند.
موسوعة الامام الجواد (ع) ،ج1 ،ص246- الارشاد ،ص323- كشف الغمة ،ج2،ص358
- بحار الانوار ،ج83 ،ص100- وسائل الشیعة ،ج6 ،ص 490 - مدینة معاجز،چ7،ص357

یاران، راویان وشاگردان امام جواد (ع)

دوران كوتاه امامت حضرت امام جواد (ع) ومحدودیت شدید وی از سوی دستگاه حكومتی وقت ،هرگزمانع آن نشد كه حضرت در كنار نشر و تبلیغ مكتب تشیع با شیوه های گوناگون ،در جو اختناق وحصارها و نیروهای امنیتی بنی عباس به تربیت شاگردان ویاران خویش نپردازد.
پاسخ گویی به هزار مسئله در یك جلسه ونیز نشست و پرسش و پاسخ حضرت با حضور هشتاد تن از بزرگان وعالمان تشیع ،بیانگر آن است كه در این عصر كمتر عالم ومحدث بزرگ شیعی یافت می شود كه محضر پر فیض این امام همام را درك نكرده باشد.
وجود شخصیتها وراویان بزرگ تشیع چون عبدالعظیم حسنی،محمد ابن ابی عمیر،زكریابن آدم،فضل ابن شاذان و
. . نشان از استمرار حركت علمی حضرت امام جواد(ع) در عصر پرآشوب خود دارد .
عبدالحسین شبستری در كتاب سبل الرشاد نام 192 تن از یاران ، شاگردان وراویان امام جواد(ع) را با ذكر منبع وماخذ بیان می كند.

زمینه شهادت

شخصیت بی نظیر، جذاب و پر نفوذ امام جواد (ع) با پاسخگویی وی به سئوالات وشبهات وارده بر دین در محضر بزرگان تشیع و نیز مناظره با افرادی چون" یحیی بن اكثم" و" ابی داود" آن هم با سنی كم و... موجب محبوبیت روز افزون امام جواد (ع) در بین مردم شد . این محبوبیت ، زنگ خطر را برای دستگاه بنی عباس به صدا درآورد .
مامون كه بر آن بود تا با زیركی خاص خود و كمك امّ الفضل و بهره برداری از جایگاه دامادی امام جواد (ع) به مهار وقایع روزگار خود خصوصا علویان بپردازد ، در روز پنج شنبه هفدهم رجب یا شعبان سال 218 از دنیا رفت.(بحار الانوار ج50 ص16 ، تاریخ الامم والملوك ج50 ص30 ) ومعتصم برادر وی با نگرشی دیگر به معادلات سیاسی و اجتماعی وی روحیه سپاهی گری و نظامی گری به قدرت رسیده بود. وجود حضرت را هرگز تحمل نمی كرد، از اینرو پس از رسیدن به خلافت، امام جواد(ع) را از مدینه به بغداد فرا خواند كه در حقیقت این فرا خوانی، آغاز محدودیت و محصور كردن امام به شمار می آید.
بنابر روایات امام رضا (ع) ، امام جواد(ع) قربانی خشم و غضب شد ، خشم و غضبی كه ریشه در عجز و ناتوانی دستگاه بنی عباس در مقابل شخصیت و درایت حضرت داشت.
حكیم بن عمران می گوید هنگامی كه حضرت به دنیا آمد امام رضا (ع) به یاران خویش فرمود : برای من فرزندی به دنیا آمده كه مانند " موسی بن عمران " دریاها را می شكافد و چون "عیسی بن مریم" مادر او مقدس و پاكیزه و پاكدامن است . سپس فرمود: این فرزند من از روی خشم و غضب كشته می شود و اهل آسمانها بر وی می گریند. خداوند بر دشمن ستمگر او غضب می كند و در مدت كوتاهی آنانرا به عذاب دردناك مبتلا می سازد(بحار الانوار ج50 ص15 )
معتصم پس از رسیدن به خلافت و گرفتن بیعت، از وضعیت امام جواد (ع) و محل سكونت وی پرسید كه در پاسخ به او می گویند در مدینه به سر می برند .
معتصم به "محمد بن عبدالملك زیات" كه سمت وزارت وی را در مدینه داشت ابلاغ كرد تا با احترام خاص امام جواد(ع) را با ام الفضل از مدینه به بغداد روانه سازد. 
محمد بن عبدالملك نیز نامه معتصم را به علی بن یقطین داد و او را مامور روانه ساختن امام جواد(ع) به بغداد كرد.( بحار الانوار ج50 ص8 )
عمر مبارك امام در این سال 218ه.ق بیست و سه سال بود و این دومین سفر حضرت به بغداد بود. حضرت كه در سفر نخست به دستور مامون به بغداد فرا خوانده شده بوددر واكنش به پرسش اسماعیل بن مهران كه عرض كرد :
ای مولای من ، اكنون كه مدینه را ترك می كنی برای شما نگرانم. تكلیف چیست وامام بعد از تو كیست ؟
امام جواد(ع) با لبخندی معنا دار فرمود:" لیس حیث طننت فی هذه السنه "، آنچه را كه تو گمان می كنی (برای آن نگرانی ) در این سال واقع نمی شود .
امام در سفر دوم خود و احضار وی از سوی معتصم ، در پاسخ به پرسش اسماعیل بن مهران كه عرض كرد: ای مولای من، جانم به قربانت، مدینه را ترك می كنی، تكلیف ما بعد از تو چه خواهد بود ؟
امام فرمود: " الامر من بعدی الی ابنی علی " امر امامت و پیشوای بعد از من برعهده فرزندم علی (ع) است.(الارشاد ص328 ، بحار الانوار ج50 ص118 )
تاریخ به نقش چند نفر در به شهادت رساندن امام جواد(ع) اشاره می كند كه آنان عبارتند از : معتصم عباسی، جعفر بن مامون برادر معتصم ، ام الفضل فرزند مامون و همسر امام جواد(ع) یحیی بن اكثم و احمد بن داود دو قاضی مشهور دربار.
بی شك نقش تحریك كننده فكری و فرهنگی را افرادی چون یحیی بن اكثم و احمد بن ابی داود كه در دوران مامون در مناظرات از حضرت شكست خورده بودند ،مهیا ساخته بودند. نقش جعفر بن مامون در شهادت حضرت نقش تحریك عواطف خواهرش كه فرزندی از حضرت نداشت و مورد كم توجهی حضرت قرار می گرفت بود و معتصم را می توان دستور دهنده قتل ، و ام الفضل را مجری آن بر شمرد.

آغاز توطئه

پس از شكست ابی داود قاضی مشهور دربار عباسی در خصوص اجرای حد سارق ، روح انتقامجویی و كینه از حضرت (ع) كه ناشی از دست رفتن جایگاه علمی خود در نزد خلیفه دربار و مردم بود ، ابی داود را بر آن داشت كه معتصم تاثیرپذیر را نسبت به امام جواد (ع) بدبین نماید .
زرقان دوست نزدیك و صمیمی " احمد بن داود " می گوید: .... " ابی داود برای من نقل كرد پس از شكست از" ابی جعفر" به قدری ناراحت شدم كه آرزوی مرگ كردم، بدین جهت روز سوم ( جلسه بحث ) نزد معتصم رفتم و گفتم : خیر خواهی و نصیحت امیر المومنین بر من واجب است كه اگر از آن سر باز زنم ناسپاسی كرده و سزایم آتش دوزخ است .
معتصم علتش را پرسید ؟ 
به او گفتم : زمانی كه امیر الموُمنین فقهاءو علماء را در مجلسی گرد هم می آورد تا به حل یك مسئله دینی دست یابد . و علما ء و فقها در مجلسی فتوای خود را اعلام می كند در آن مجلس اعضای خانواده ، وزراء ، فرماندهان ارتشی و ... حضور دارند و مردم نیز در بیرون به این نكته آگاهی می یابند كه خلیفه فتوای علماء و فقهاء را كنار گذارده و راُی و فتوای كسی را می پذیرد كه گروهی از امت به امامت وی معتقدند و وی را برتر و دانشمند تر از دیگران قلمداد می كنند ؟ 
تكلیف حكومت و علمای دربار چه می شود ؟
چه حیثیتی برای آنان باقی می ماند ؟ آیا چنین كاری زمینه انحراف افكار عمومی از خلافت و تمایل و توجه به ابی جعفر (ع) را مهیا نمی كند ؟
معتصم با شنیدن سخنانم رنگ چهره اش تغییر كرد و گفت :
جزاك الله عن نصیحتك خیرا .. خداوند به تو جزای خیر دهد بخاطر نصیحت خیر خواهانه ات .
چهار روز پس از این جلسه مناظره امام جواد (ع) به دست ام الفضل به شهادت رسید .
تاریخ نویسان نحوه شهادت حضرت را به سه گونه مختلف روایت كرده اند .

روایت نخست: 
معتصم به یكی از وزیران خود دستور داد تا امام جواد(ع) را برای صرف ناهار به خانه خویش دعوت و آن حضرت (ع) را مسموم نماید .
معتصم تاُكید كرد كه اگر امام جواد(ع) از پذیرش دعوت امتناع كرد به وی بگویند كه مجلس خصوصی است !
این وزیر ، امام جواد (ع) را برای خوردن نهار به خانه خویش دعوت كرد كه با اكراه و امتناع حضرت روبرو شد .
وزیر با اصرار و تاُكید فراوان و بیان این مطلب كه : بسیار دوست دارم كه حضرت پای خود را بر فرش منزل من بگذارد و خانه ام به قدوم وی تبرك یابد و دوست دارم یكی از وزیران نیز تو را زیارت و ملاقات كند ، حضرت را مجبور به پذیرش دعوت كرد .
امام بر سفره نهار با خوردن اولین لقمه احساس مسومیت كرد . از اینرو خواستار مركب خود برای رفتن از منزل شد . حضرت پس از خوردن آن لقمه در برابر اصرار وزیر در خانه او فرمودند : 
"خروجی من دارك خیر لك "، در منزل تو نباشم برای تو بهتر است. امام جواد (ع) با همان حال مسمومیت منزل را ترك كرد و آن روز و آن شب بر اثر مسمومیت و ناتوانی درد كشید و سپس بیست ساعت پس از خوردن آن لقمه به شهادت رسید .

روایت دوم : 
ابن شهر آشوب روایت می كند : پس از دعوت اجباری معتصم از امام جواد (ع) و استقبال ظاهری از آن حضرت (ع) ، معتصم "اشناس" فرمانده ترك سپاه خود را ، با هدایایی به نزد امام جواد (ع) و ام الفضل فرستاد .
وی ماُموریت داشت تا " شربت ریواس " ترش مزه ای را كه به همراه خویش داشت به حضرت بخوراند . اشناس پس از دادن هدایا و خوشامدگویی به امام جواد (ع) گفت : این شربت خوش طعمی است كه با یخ خنك شده است و خلیفه ، احمد بن ابی داود ، سعید بن خضیب و بسیاری از سر شناسان دربار نیز آن را نوشیده اند . خلیفه دستور داده است تا این شربت خنك را الآن میل نمایی !
امام جواد (ع) شربت را گرفت و فرمود: اشكالی ندارد، شب آن را می خورم ولی اشناس گفت : هم اكنون شربت خنك است و اگر بماند یخ آن آب می شود و خاصیت خود را از دست می دهد ، اكنون باید میل كنی .
امام جواد (ع) با اطلاع از نقشه وی در حال اجبارآن را نوشید. 
مناقب ال ابی طالب ج4 ص379 ، بحار الانوار ج 50 ص 8

روایت سوم:
پس از به خلافت رسیدن ابواسحاق محمد بن هارون معروف به معتصم عباسی ، وی برای به شهادت رساندن ابی جعفر (ع) نقشه ها و حیله ها می كشید تا اینكه به ام الفضل ، دختر هارون و همسر امام جواد (ع) دستور داد تا حضرت را مسموم نموده و به شهادت رساند .
معتصم كه از احساسات زنانه ام الفضل خبر داشت و می دانست وی ازامام جواد (ع) راضی نیست و امام جواد (ع) همسر دیگر خود "ام الحسن " را كه برای وی فرزند پسری بدنیا آورده است برام الفضل كه نازاست ترجیح می داد، بهترین فرد برای به شهادت رساندن حضرت دید. 
ام الفضل همسر بی وفای حضرت (ع) به دستور عمویش معتصم تن در داد .
از آنجا كه معتصم و جعفر می دانستند كه امام (ع) انگور را بسیار دوست دارد زهری را در "انگور رزاقی " تزریق كردند و ام الفضل نیز نوزده دانه انگور به امام جواد (ع) خورانید .
همین كه امام انگور مسموم را خورد، ام الفضل سخت اندوهگین و پریشان شد و شروع به بلند گریستن كرد .
امام جواد(ع) متوجه حركت خائنانه وی گردید. رو به ام الفضل كرد و گفت چرا گریه می كنی ؟ به خدا سوگند خداوند تو را به زخمی لاعلاج مبتلا خواهد كرد و گرفتار بلایی خواهی شد كه توان بازگو كردن آن را برای كسی نداری .
بحار الانوار ج 50 ص 17

سال شهادت

ابن ابی ثلج بغدادی متوفای 325 هجری در تاریخ ائمه ، محمد بن یعقوب كلینی متوفای 328 هجری در اصول كافی ، شیخ مفید متوفای 413هجری در الارشاد ، طبرسی امامی متوفای قرن پنجم در دلائل الامامة ، علامه مجلسی متوفای 1111 در بحار الانوار، محدث قمی متوفای 1359 هجری . در منتهی الامال سال شهادت حضرت را 220 هجری می دانند .

روز شهادت

ابن ابی ثلج بغدادی و محمد بن یعقوب كلینی روز شهادت حضرت را سه شنبه ششم ذیقعده سال 220هجری قمری و محمد بن حریر بن رستم طبری سه شنبه پنجم ذیحجه سال 220 هجری دو ساعت پس از بالا آمدن آفتاب را روز شهادت حضرت خوانده اند .

علامه مجلسی ، شیخ عباس قمی ، سید محمد كاظم قزوینی آخر ماه ذیقعده سال 220هجری را روز شهادت امام جواد بر می شمارند

مكان شهادت

همه محدثان و مورخان بالاتفاق مكان شهادت حضرت امام جواد (ع) را بغداد می دانند .

سر نوشت قاتلان

پیشتر حضرت رضا (ع) درباره قاتلان امام جواد (ع) فرموده بود :
"فرزند من از روی خشم و غضب كشته می شود و اهل آسمانها بر او می گریند. خداوند بر دشمن ستمگر او غضب می كند و در مدت كوتاهی آنانرا به عذاب دردناك مبتلا می سازد ".
پیشگویی حضرت رضا (ع) عملی شد و جعفر بن ماُمون كه تحریك كننده خواهرش ام الفضل بود در همان روزهای پس از شهادت امام جواد (ع) در چاهی افتاد و بر اثر ضربه ای كه بر سرش خورد دچار جنون گردید و بقیه عمرش را با دیوانگی و جنون به سر برد .
معتصم عباسی كه دستور قتل حضرت را صادر كرد بیش از شش سال دیگر حكومتش دوام نیافت .
اما سر نوشت ام الفضل سر نوشت دردناكی بود كه حضرت امام جواد (ع) قبل از شهادت برای او ترسیم كرده بود ، دچار شدن به بیماری كه وی از گفتنش نیز اكراه داشت .
ام الفضل دچار بیماری داخلی و زنانگی شد كه توان بازگو كردن برای دیگران را نداشت. وی تمام دارایی های خویش را خرج درمان خود كرد اما معالجه نشد و در كمال فقر و تنگدستی جان خود را از دست داد .

به نقل از پایگاه اطلاع رسانی امام جواد علیه السلام

http://www.imamjawad.net/

فرزندان انقلابی خمینی (ره)


فرزندان انقلابى ام، اى كسانى كه لحظه اى حاضر نیستید از غرور مقدستان دست بردارید،

مى دانم كه به شما سخت مى گذرد، ولى مگر به پدر پیر شما سخت نمى گذرد؟ مى دانم كه شهادت شیرین تر از عسل در پیش شماست، مگر براى این خادمتان اینگونه نیست؟

ولى تحمل كنید كه خدا با صابران است. بغض و كینه انقلابى تان را در سینه ها نگه دارید،با غضب و خشم بر دشمنانتان بنگرید و بدانید كه پیروزى از آن شماست. و تاكید مى كنم كه گمان نكنید كه من در جریان كار جنگ و مسئولان آن نیستم.

عکس هفته

كاریكاتور استعفای ایهود باراک وزیر جنگ رژیم صهیونیستی!

آخرین مطالب

لیست آخرین مطالب

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل بازدیدها : نفر
كل مطالب : عدد

ابزار هدایت به بالای صفحه

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلا